از رنجی که می بریم...
(پیرامون بخش بین الملل بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر )
سُستی در انتخاب
در میان تمام فستیوالهای هنری کوچک و بزرگی که در ایران برگزار میشود، اصلی ترین جایگاه متعلق است به جشنواره فجر؛ جشنواره ای که با زیرمجموعه هایی نظیر موسیقی، تئاتر و فیلم برگزار میشود و در این بین پرحاشیه ترین و البته داغترین جشنواره، جشنواره فیلم فجر است یعنی جشنواره ای که تنها دو سال تا پایان سی سالگی خود فاصله دارد و طی 28 سالی که از عمر آن می گذرد در اغلب موارد محملی بوده برای دوستداران سینما تا همه بهانه های جورواجور رخوت آور را کنار گذاشته و در بازه ای ده روزه هم که شده به طور جدی هنری به نام سینما را پیگیری کنند. جشنواره فیلم فجر از بدو شروع به کار خود بنا بود فستیوالی بین المللی باشد به این معنا که در کنار جدیدترین محصولات تولید داخل، آثار معتبر سینمای دنیا نیز در آن به نمایش درآید تا هم مخاطبان ایرانی با جریان زنده سینمای روز جهان آشنا شوند و هم عرصه ای برای رقابت میان آثار ایرانی و غیرایرانی فراهم شده و از دل این رقابت، ارتقای نسبی سینمای وطنی حاصل شود اما متاسفانه طی سالهای اخیر آن قدر در انتخاب فیلمهای خارجی به نمایش درآمده در این بخش، سستی صورت گرفته که نه تنها مخاطبان به آثار غیرایرانی حاضر در این بخش روی خوش نشان نمی دهند بلکه در اغلب موارد این فیلمهای ایرانی ارائه شده در این بخش هستند که رونق نسبی آن را موجب شده و در بیشتر موارد جوایز ویژه بخش بین الملل را درو میکنند. شاهد این مدعا جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر بود که طی روزهای ابتدایی آن که به بخش بین الملل اختصاص داشت، سردی غیرمنتظره ای بر سینماها حاکم بود و بسیاری از فیلمهای خارجی به نمایش درآمده در این بخش با کمترین تعداد تماشاگر اکران می شدند! هرچند بسیاری از دست اندرکاران جشنواره، فراگیر شدن سینمای خانگی و در دسترس بودن دی.وی.دی های جدیدترین محصولات روز سینمای جهان را عامل اصلی این رکود قلمداد کرده اند اما مساله اصلی را باید در همان گزینش نادرست آثار جستجو کرد. وقتی که در میان آثار خارجی ارائه شده در قسمتهای چندگانه بخش بین الملل با نامهایی برخورد میکنی که عنوان آنها حتی در یک فرهنگ سینمایی جامع مانند آی.اِم.دی.بی نیز ثبت نشده است، چگونه می توان انتظار رونقِ بخش بین الملل را داشت؟!
ارتباطاتی که وجود ندارد!
در اغلب جشنواره های بین المللی مطرح رسم بر آن است که با دعوت از چهره های شناخته شده عرصه سینما، مجالی برای معطوف کردن توجهات مخاطبان سینمادوست به جشنواره فراهم شود؛ کافی است نگاهی بیندازیم به جشنواره ای مانند جشنواره فیلم دوبی که هنوز دوران کودکی خود را میگذراند اما طی شش دوره برگزاری، به غیر از انتخاب برترین آثار روز برای نمایش در جشنواره، همواره حضور سینماگرانی درجه یک به عنوان میهمانان ویژه، در دستور کار برگزارکنندگان فستیوال بوده است! از وجه تبلیغاتی این حضورها هم که بگذریم، نه فقط در حیطه های هنری که حتی در زمینه های صنعتی هم این ارتباط گسترده میان ایده ها و آرای گوناگون است که سبب ساز خلق ایده و در نهایت استفاده از ایده های بکر می گردد و چه جایی بهتر از یک جشنواره برای گپ زدن با هنرمندان برتر جهانی و حتی استفاده از تجربیات آنها برای ترمیم نقاط ضعف! آیا تا به حال به این پرسش فکر کرده اید که چرا هنوز و پس از گذشت سالها بخش زیادی از مخاطبان جدی سینما در جهان، سینمای ایران را فقط با نام عباس کیارستمی می شناسند؛ در بکر بودن ایده های سینمایی کیارستمی و توانایی های وی در عرصه کارگردانی شکی وجود ندارد اما آیا طی همه سالهایی که گذشت، نمی توانستیم تنها یک چهره سینمایی در اندازه های او به سینمای دنیا معرفی کنیم؟ چرا! همین حالا هم استعدادهای جوان زیادی داریم که در صورت توجه جدی به آنها، هم میتوان اسباب ارتقای آنان را فراهم کرد و هم اسباب پیشرفت سینمای ایران را اما مساله اینجا است که وقتی جشنواره ای مثل جشنواره فیلم فجر که معتبرترین فستیوال ماست نمیتواند ابزار لازم برای ارتباط درست با سینمای زنده و پویای جهان را فراهم کند، جوانان ما چگونه خواهند توانست استعدادهای خود را به غیرایرانیان بشناسند؟! سال گذشته در جشنواره فجر فیلمی به نمایش درآمد با عنوان «صندلی خالی» از کارگردانی جوان با نام «سامان استرکی»! هرچند این فیلم پر بود از ایده هایی نسبتا جدید و البته جذاب در تلفیق ساختار کلاسیک سینمایی با ساختارهای غیرخطی و به اصطلاح آوانگارد اما آیا نمایش این فیلم در جشنواره فجر در آشنایی مثلا یک منتقد اروپایی با سینمای نوین ایران هیچ نقشی داشت؟!
فقدان رسانه ای کارآمد
ضعف در مقوله اطلاع رسانی یکی دیگر از کاستیهای جشنواره فیلم فجر است؛ ضعفی که خواه ناخواه به غیر از بخش ایرانی، بخش بین الملل را نیز متاثر کرده است! هرچند بارها گفته شده که فیلمسازان ایرانی همواره دقیقه نود را برای پر کردن فرم شرکت در جشنواره انتخاب می کنند و به همین دلیل اعلام اطلاعات دقیق فیلمهای بخشهای ایرانی همواره با تاخیر روبه رو است اما چرا برای انتخاب آثار بخش بین الملل که اتفاقا وقت کافی برای بازبینی و انتخاب آنها وجود دارد، این همه تاخیر داریم؟! تازه پس از اعلام رسمی فیلمها در سایت جشنواره باز هم منبعی که اطلاعات دقیق مربوط به این فیلمها در آن موجود باشد، وجود ندارد و بیشتر اهالی رسانه برای یافتن داده های دقیق مربوط به آثار مجبورند سایتهای خارجی را مرور کنند! آیا این نوعی سهل انگاری محسوب نمی شود؟! تازه همکاران ما در بخش رسانه ای جشنواره حتی از قرار دادن نام لاتین فیلمها در وبسایت جشنواره هم دریغ می کنند و در این وضعیت برای یافتن مشخصات مربوط به یک فیلم باید ابتدا عنوان فارسی اعلام شده برای فیلم را به انگلیسی برگردانی و سپس با سعی و خطا، داده های مربوط به فیلم را جستجو کنی! اینکه می گویم سعی و خطا به این دلیل است که بارها دیده شده آنچه به عنوان معادل فارسی فیلم، اعلام شده، فرسنگها با عنوان انگلیسی آن تفاوت داشته به خصوص درمورد فیلمهایی محصول کشورهای شرق دور که مثلا در آمریکا با یک عنوان اکران می شوند و در کانادا با عنوانی دیگر!
می گذاریم و می گذریم...
از درددلهایی که به سبب تعلق خاطر نسبت به بزرگترین رویداد سینمایی داخلی حادث شده، می گذریم و نگاهی می اندازیم بر آثاری که در بخش بین الملل جشنواره امسال به نمایش درخواهند آمد. مسابقه سینمای بین الملل، مسابقه سینمای آسیا، مسابقه سینمای معناگرا، نمایش آثار داستانی روز، جشنواره جشنواره ها، سینمای اکو و سینمای سلطه گر، عناوین اصلی ترین قسمتهای بخش بین الملل جشنواره امسال هستند که در این میان دو بخش سینمای اکو و سینمای سلطه گر از سال جاری به جشنواره افزوده شده اند. سینمای اکو همان طور که از نامش برمی آید به نمایش آثار سینمایی تولید شده در کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی اکو اختصاص دارد و سینمای سلطه گر نیز به نمایش آثاری با موضوع سلطه گری استعمار جهانی و مظاهر آن از جمله حضور نظامی آمریکا در منطقه میپردازد! شاید بتوان جذاب ترین زیرشاخه بخش بین الملل جشنواره امسال را نیز همین بخش سینمای سلطه گر دانست که آثاری معتبر از فیلمسازانی شناخته شده نظیر «پل هاگیس»، «کاترین بیگلو»، «مایکل وینترباتوم» و «برایان دی پالما» در آن ارائه خواهد شد! «در دره الاه» از هاگیس، «قفسه آسیب» از بیگلو، «غیرقابل انتشار» از دی پالما و «جاده گونتانامو» از وینترباتوم از جمله آثار برتر سینمای جهان هستند که در بخش سینمای سلطه گر به نمایش درخواهند آمد. در این میان درام-جنگی تحسین برانگیز «قفسه آسیب» از بقیه فیلمها به روزتر و البته جذابتر است. شاید تنها چهره مشهور بخش بین الملل هم مربوط به همین سینمای سلطه گر باشد که در آن در فیلمی با عنوان «گریس رفته است» شاهد هنرنمایی یکی از بهترین بازیگران سینمای هالیوود یعنی «جان کیوزاک» خواهیم بود!
به اشتراکِ آنتوان چخوف
در بخش مسابقه بین الملل، حدود هجده فیلم به نمایش درخواهند آمد که در این میان آثاری از کشورهایی نظیر آلمان، اسپانیا، ترکیه، روسیه و فرانسه به چشم می خورد. شناخته شده ترین فیلم این بخش، درامی است عاشقانه با نام «غول» به کارگردانی «آدریان بینیز» که سال گذشته خرس نقره یی جشنواره فیلم برلین را از آن خود کرده بود. «غول» داستان یک پسر جوان قوی هیکل را روایت میکند که به عنوان محافظ در یک سوپرمارکت مشغول به کار است و هنگام بازبینی فیلمهای مربوط به مونیتورینگ بخشهای مختلف فروشگاه، عاشق می شود! «شورش در کوتوکنو» محصول دانمارک، «راز مورفوس» محصول مشترک آلمان و سوئیس و «اتاق شماره 9» محصول روسیه از دیگر فیلمهای نسبتا متفاوت تر این بخش به شمار میروند! ماجراهای «شورش در کوتوکنو» در قرن نوزدهم میلادی و در نروژ میگذرد و طی آن درگیریهای ایجاد شده میان حکومت این کشور با اعضای فرقه ای موسوم به «سامیها» نمایش داده میشود. «راز مورفوس» درامی است که ماجراهای فانتزی پدید آمده پیرامون پیدا شدن آخرین قطعه ساخته شده توسط بتهوون را دستمایه کار قرار داده است و در «اتاق شماره 9» که براساس یکی از داستانهای چخوف ساخته شده با پزشک یک بیمارستان روانی روبه روییم که پس از مدتی خودش هم به یکی از بیماران بیمارستانی که سالها در آن کار می کرده، تبدیل می شود! سه فیلم «به رنگ ارغوان»،«ملک سلیمان» و «عصر روز دهم» به ترتیب ساخته حاتمی کیا، شهریار بحرانی و مجتبی راعی آثار ایرانی این بخش هستند.
شیندلری دیگر!
در بخش آثار داستانی روز، هم شاهد اکشنهایی مثل «تک تیرانداز» و «گومون» به ترتیب محصول تایلند و ژاپن خواهیم بود و هم بیننده آثاری آرام و به لحاظ داستانی کمی متفاوتتر نظیر «مورد ناشناخته» محصول لهستان و «جان رِیب» محصول مشترک آلمان، فرانسه و چین! «جان ریب» که توسط یک کارگردان جوان آلمانی با نام «فلوریان گالِنبرگر» ساخته شده از جمله فیلمهای این بخش است که دست اندرکاران برگزاری جشنواره بر روی کیفیت مضمونی بالای آن بسیار تاکید کرده اند اما نکته مهم درباره این فیلم، شباهت فراوان داستان آن با یکی از بهترین آثار استیون اسپیلبرگ یعنی «فهرست شیندلر» است. فیلمی که گالنبرگر ساخته مروری دارد بر زندگی یک تاجر متنفذ آلمانی با نام «جان ریب» که در جریان کشتار نانجینگ که طی آن ارتش سلطنتی ژاپن پس از اشغال شهر نانجینگ در چین، صدها هزار نفر از اهالی شهر را کشت، توانست جان دویست هزار چینی را از مرگ نجات دهد! همان طور که می بینید حتی ملیت کاراکترهای اول دو فیلم یکی است، یعنی هم جان ریب آلمانی است و هم «اسکار شیندلر» ضمن اینکه ریب هم به مانند شیندلر تاجر است! تنها تفاوت، محل وقوع اتفاقات فیلم است!!!
درجستجوی کانتونا
«در جستجوی اریک» گل سرسبد آثار ارائه شده در بخش جشنواره جشنواره ها است. این کمدی-ورزشی توسط یکی از بهترین کارگردانان بریتانیایی تبار یعنی «کن لوچ» ساخته شده است ضمن اینکه یکی از پرحاشیه ترین فوتبالیستهای سابق انگلستان یعنی «اریک کانتونا» نیز در آن ایفای نقش کرده است. «کانگامبا» از کوبا، «زمانی باقی مانده است» محصول فرانسه و «مونیک وژوزف» از بلژیک از دیگر آثار این بخش هستند. ده فیلم محصول کشورهایی نظیر انگلستان، لهستان، یونان، فنلاند و کره جنوبی در کنار دو فیلم ایرانی، هسته اصلی بخش مسابقه سینمای معناگرا را تشکیل میدهند. اکثر فیلمهای این بخش درامهایی آرام و به اصطلاح معناگرایانه هستند که شاید در میان آنها دو فیلم بیشتر از بقیه جلب توجه کنند؛ یکی فیلمی با نام «تبعیدی در ماه» محصول کره جنوبی که داستان رویایی و تا حدودی کمیک، مرد بیچاره ای را روایت می کند که پس از خودکشی نه تنها نمی میرد که از جزیره ای دورافتاده سر در می آورد و دیگری یک اثر فنلاندی با عنوان «نامه هایی به پدر یعقوب» که ماجرای ماورایی توبه یک دختر جوان و مقیم شدنش در یک خانقاه را بازگو می کند. در بخش مسابقه سینمای آسیا از تایوان گرفته تا هندوستان و بنگلادش و تاجیکستان و البته ایران، نماینده دارند؛ داستان تعداد قابل ملاحظه ای از فیلمهای این بخش شرحی است بر مصائب برآمده از فقر انسانها. مثلا «نمیتوانم بدون تو زندگی کنم» محصول تایوان، مشکلات پدر فقیری را بیان میکند که به ناچار در محدوده ای خارج شهر ساکن شده و یا «باران مزاحم» محصول هندوستان روایتی است دردناک از داستان کشاورزانی که به دلیل فقر برآمده از عدم حاصلخیزی زمینهای زراعی به خودکشی دست میزنند. در بخش اکو هم تقریبا همان فیلمهایی به نمایش در می آیند که برای بخش سینمای آسیا برگزیده شده اند.







